عطا ملك جوينى
48
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
در آن مرتبه و منصب مىدانستند كه چرخ برين را يريشان دست نتواند بود و درّ عقد ايشان را كه بدوران ايّام و ليالى انتظام يافته پريشان نتواند كرد مگر نمىدانستند كه « 1 » كدامين سرو را داد او بلندى * * كه بازش خم نداد از دردمندى همه لقمه شكر نتوان فروبرد * * گهى صافى توان خورد و « 2 » گهى درد فرمود تا موقوف كردند و جمعى ديگر را از اميران تومان « 3 » از سروران f . 140 b گردنكش كه تسميهء هريك تطويلى دارد و « 4 » تفحّص و بحث آن آغاز كردند ، يرغوچى بزرگ منكسار نوين بود و جمعى ديگر از امرا و بزرگان « 5 » به چند روز بدقايق و غوامض آن يارغو مىداشتند و احتياط در آن باب بتقديم مىرسانيدند ، اختلاف كلمه چون در ميان آن طايفه ظاهر شد در مخالفت ايشان هيچ خلاف نماند از خجالت و ندامت هريك بزفان حال مىگفتند يا ليتنى كنت ترابا ، ايشان نيز « 6 » اقرار كردند و بگناه مقرّ و معترف شدند ، منكو قاآن خواست كه چنانك عادت محمود اوست اغضائى كند و اغماضى « 7 » واجب دارد كه العفو عند القدرة من مواجب « 8 » الكرم ، پادشاهزادگان و سروران امرا گفتند كه در كار خصم غفلت و
--> ( مثل متن ) ، كذا فى ا ب ه ز ح ، ج : تغان ، د : طقار ، جامع 293 : طوغان ، كذا فى ا ، ه : يسؤر ، ب : يسور ؟ ؟ ؟ ، د ز : نسور ، ح : تسور ، ج : يشنو ، جامع 293 : ييسودر ، ( 1 ) ح افزوده : اين زمانهء جفاكار ، د ه « كه » را ندارند ، ( 2 ) ب ج ح : خوردن ، ( 3 ) كذا فى خمس نسخ ، آ : تومان ؟ ؟ ؟ ، ب : و نوينان ( واو بخطّ الحاقى است ) ، ( 4 ) كذا فى ه ، ب ( بتصحيح جديد ) آ ج ز اين واو را ندارند ، ح : تا ( بجاى واو ) ، د : اشارت رفت تا ( بجاى واو ) ، ( 5 ) ب ه ز ح اينجا واوى علاوه دارند ، ( 6 ) « نيز » اينجا براى تأكيد فعل است نه تأكيد فاعل يعنى علاوه بر اينكه از خارج بواسطهء اختلاف كلمه گناه ايشان ثابت شد خود ايشان نيز بگناه اقرار كردند ، نه اينكه چون ديگران اقرار كردند ايشان نيز اقرار كردند چه ديگرانى اينجا در كار نيست ، ( 7 ) آ ج : اغماض ، ب : اعمازى ( كذا ) ، ( 8 ) ه : موجبات ،